سفارش تبلیغ
صبا
دو دعوى خلاف هم نیست جز که یکى را روى در گمراهى است . [نهج البلاغه]

چکیده ای از اسلام

روایت این می باشد
 قال أبو حمزة وسمعت ابا عبد الله جعفر بن محمد على السلام یقول رفع القلم عن الشیعة بعصمة الله وولایته (فضائل الشیعة- الشیخ الصدوق  ص 13)
,ابو حمزه گفت از ابو عبدالله جعفر بن محمد(امام صادق (ع))شنیدم که می گفت:از نوشتن گناهان شیعه قلم برداشته شده است بدان سبب که در حفظ و ولایت خدا هستند.
این حدیث در سندش «انقطاع» وجود دارد زیرا صدوق آن را از شیخ خود (محمّد بن حسن بن احمد بن ولید) شنیده و او از مفضل، به نقل از ابو حمزه گزارش کرده است و میان استاد صدوق و ابو حمزه که از یاران امام صادق -علیه السلام- بوده افراد دیگری باید باشند که ذکر همة آنها نیامده است.
و همچنین این حدیث مخالف صریح قرآن  واحادیث صحیح دیگر در این باب است.

«یک تن از اصحاب حضرت صادق(ع) خدمت حضرت عرضه داشت که برخی از شیعیان شما منحرف شده‏اند و حرامها را حلال شمرده می‏گویند دین، تنها معرفت امام است و بس؛ پس چون امام را شناختی هر کاری که می‏خواهی بکن. حضرت صادق(ع) فرمود:
«اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعونَ»  این کافران آنچه را که  نمی‏دانند به اندیشة خویشتن تأویل کرده‏اند.
سخن این است که معرفت پیدا کن و هر چه می‏خواهی از طاعات عمل کن که از تو پذیرفته خواهد شد، زیرا خدا قبول نمی‏فرماید عمل بدون معرفت را.» (مستدرک الوسائل1/24)
«محمد بن مارد از امام صادق(ع) پرسید: آیا راست است که شما فرموده‏‏ید: «اِذا عَرَفْتَ فَاعْمَلْ ما شِئْتَ» [همین که به امام معرفت پیدا کردی هر چه می‏خواهی عمل کن.] بلی صحیح است. گفت: هر عملی ولو زنا، سرقت، شرب‏خمر؟! امام فرمود:
«اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعونَ» به خدا قسم که دربارة ما بی‏انصافی کردند. ما خودمان مسؤول اعمالمانیم، چگونه ممکن است از شیعیان ما رفع تکلیف بشود؟! من گفتم وقتی که امام را شناختی هر چه می‏خواهی کار خیر کن که از تو مقبول است.» (کافی2/464)
اصولا محبت ائمه که مجسمة عمل و تقوا و پرهیزکاری اند آدمی را شیفتة رفتار آنها می‏کند، فکر گناه را از سر او بدر می‏برد، البته به شرطی که محبتش صادقانه باشد. کسی که  ائمه  را بشناسد، تقوای آنها  را بشناسد، سوز و گداز آنها را بداند، ناله‏های نیمه شبشان  را بداند
و به چنین کسانی  عشق بورزد محال است که خلاف فرمان آنها  که همیشه امر به تقوا و عمل می‏کردند  عمل کند




مصطفی (پاسخگوی دینی) ::: دوشنبه 88/8/18::: ساعت 11:56 صبح

مؤسس مکتب اخباریها و قدیمی ترین شارح و مدافع عقاید ایشان و نخستین مؤلف آن طایفه میرزا محمد امین استرابادی  است.
شیخ یوسف بحرانی و سید نعمت الله موسوی شوشتری جزایری از فقها و علمای بزرگ اخباری هستند،
ملامحسن فیض کاشانی و علامه محمد باقر مجلسی را صاحب مشرب اخباری معتدل شمرده اند.
اخباری ها معتقدند کسی غیر از حضرات معصومین(ع) حق رجوع و استفاده و استنباط از آیات قرآن را ندارد، بلکه باید برای فهم قرآن از اخبار امامان (ع) مدد جست و به وسیلة روایات قرآن فهمیده می شود، زیرا روایاتی داریم که تفسیر به رأی را ممنوع کرده اند.
اصولیون در ردّ این حرف می گویند درست است که روایات تفسیر به رأی را منع کرده اند لیکن معنایی که صریح یا ظاهر قرآن به آن دلالت کند و انسان آن را بفهمد، تفسیر به رأی نیست، بلکه تفسیر به رأی این است که قرآن را بر اساس میل و هوای نفس و مغرضانه تفسیر کنی.
اصولیین ادلهَ استنباط و استخراج احکام شرعیه را چهار چیز می دانند: کتاب، سنت، عقل و اجماع می دانند، اخباریین فقط دو دلیل اول را مدرک گرفته اند و می گویند برای فهم اخبار و استنباط احکام، کتاب و سنت کافی است. بلکه  عده ای از آنها پا را فراتر گذارده ، عمل کردن به ظواهر کتاب را هم جایز نمی دانند و معتقدند که ظواهر کتاب برای غیرمعصوم حجت نیست بنابراین فقط سنت یعنی اخبار را مناط و مدرک تحصیل احکام شرعی می دانند.
موارد اختلاف اخباری و اصولی
1_ «اصولی» عقل را در ادراک حسن و قبح اشیاء حجت می داند به خلاف اخباری.
2_ «اصولی» ادله احکام دین را در چهار چیز می داند: کتاب، سنت، عقل و اجماع ولی اخباری فقط کتاب و سنت و بعضی از آنها فقط سنت را دلیل می داند.
3_ «اصولی» تقلید ابتدایی از میت را حرام می داند و می گوید اجتهاد او با مرگش زایل شده ولی اخباری تقلید میت را جایز دانسته و می گوید حق با موت و حیات تغییر نمی کند.
4_ «اصولی» اجتهاد را واجب عینی یا کفایی می داند ولی اخباری آن را حرام می داند.
5_ اخباری مدعی است که اخبار کتب چهارگانه یعنی کتاب های، اصول کافی، تهذیب، استبصار و من لایحضره الفقیه قطعی الصدور است یعنی همه آنها بدون استثناء از معصوم صادر شده است بنابراین احتیاج به علم رجال نداریم ولی اصولی احتیاج به علم رجال را جایز می داند (و می گوید همه اخبار این کتب قطعی الصدور نیست)
6- اصل اباحه در نزد اصولی حجت است ولی اخباری حجت نمی داند.
7_ اخباری خبر واحد را به علت اینکه مفید قطع و یقین نیست حجت نمی داند.
8_ اخباری می گوید که شخص مکلف به مجرد استماع آیه ای یا حدیثی به ادعای اینکه منظور را فهمیده ام، می تواند به آن عمل کند.
9_ اخباری عمل به ظن را در موضوعات جایز می داند نه در خود احکام و ماهیات عبادات
یک چیز که باعث رشد و نفوذ طرز فکر اخباری در میان مردم عوام  شد آن جنبة حق به جانب عوام پسندی است که دارد، زیرا صورت حرف این است که می‏گویند: ما از خودمان حرفی نداریم، اهل تعبد و تسلیم هستیم، ما جز قال باقر(ع) و قال صادق(ع) سخنی نداریم از خودمان حرف نمی‏زنیم، حرف معصوم را می‏گوییم.
شیخ انصاری که از علمای اصولی است در فرائدالاصول مبحث «برائت و احتیاط» از سید نعمت الله جزایری که مسلک اخباری دارد نقل می‏کند که : آیا هیچ عاقلی احتمال می‏دهد که در روز قیامت یک بنده‏ای از بندگان خدا را ( یعنی یک اخباری را ) بیاورند و از او بپرسند تو چگونه عمل می‏کردی و او بگوید به فرمایش معصومین عمل می‏کردم و هر جا که کلام معصوم نبود احتیاط می‏کردم آنوقت یک همچو آدمی را ببرند به جهنم و از آن طرف یک آدم لاقید و بی اعتنا به سخن معصوم (یعنی یک نفر اصولی و پیرو  مسلک اجتهاد) را که هر حدیثی را به یک بهانه طرد می‏کند ببرند بهشت!! حاشا و کلّا.
جوابی که اصولیین می‏دهند این است که این گونه تعبد و تسلیمها، تسلیم به قول معصوم نیست، تسلیم به جهالت است.  اگر واقعاً محرز بشود که معصوم سخنی گفته ما هم تسلیم هستیم ولی شما می‏خواهید جاهلانه به هر چه می‏شنوید تسلیم شوید.




مصطفی (پاسخگوی دینی) ::: دوشنبه 88/8/18::: ساعت 11:52 صبح

صوفی کیست؟
به چه کسانی اهل تصوف گفته می شود؟
درباره علت نام گذاری این گروه به صوفیه بیان ها و توجیه های زیادی وجود دارد.
اما منطقی ترین آنها که با شواهد تاریخی تائید می شود این است که این گروه به دلیل پشمینه پوش بودن (صوف) به این نام متصف شده اند.
و پشمینه پوشی نماد و سمبلی از زهد بوده است.
عرفان و تصوف
عرفان و تصوف در واقع دو اسم برای یک حقیقت بودند.
اما سیر تحولات پیدا شده سبب شد به گونه ای این دو اسم برای دو گروه جداگانه به کار رود.
کسانی که اندک اشنایی با ملاصدرا داشته باشند می دانند که او عارف بزرگی بوده
اما با شگفتی می بینیم که کتاب کثر اصنام الجاهیلیه را می نویسد و در آن به شدت از صوفیان و جاهلان آنها انتقاد می کند.
در واقع در حول و حوش قرن دهم هجری انحرافات در بین صوفیه زیاد می شود.
شاید از این به بعد بتوانیم دو گرایش عمده در بین آنها بیابیم.
الف)
گرایشی که با علم و کسب معرفت مخالفت می کند و بیشتر به دنبال سلسله سازی
و مرید بازی است که اسم صوفیه در حال حاضر بیشتر از همه برای این گروه است.
ب)
گرایشی که به علم بها می دهد و بر تطبیق کامل و تام طریقت و شریعت و حقیقت
تاکید فراوان دارد. و هرگز خلاف دستورات اسلام عمل نمی کند.
این گرایش امروزه بیشتر به عرفا مشهور هستند و اشخاص عارف مسلکی که در جامعه ما مشهور هستند از این دسته هستند.
بنابراین در متون قدیمی باید متوجه باشیم که بین عرفان و تصوف فرقی نیست و بلکه بیشتر از واژه تصوف استفاده می شود.
اما امروزه این واژه نسبتا معنای منفی پیدا کرده است.
انحرافات در صوفیه
شاید بتوانیم بزرگترین انحراف در بین صوفیه را جدایی آنها از شریعت بدانیم.
در واقع عده ای از صوفیه مدعی شدند به مرحله ای می رسند که دستورات شرعی دیگر برای آنها معنا نخواهد داشت.
مثلا
نماز را بر خود واجب نمی دانند و به این بهانه که نماز برای کسب یقین بوده
و اکنون آنها یقین را در دست دارند پس نیازی به نماز  ندارند.
شگفت
انگیز اینکه علیرغم تلاش تمام سلسله های تصوف برای انتساب خود به حضرت علی
(ع) دارند به این مساله توجه نمی کنند که حضرت علی (ع) هرگز خود را بی
نیاز از نماز نمی دانست.
و به این سوال پاسخ در خوری نمی دهند که آیا مقام آنها از حضرت ختم رسل نیز بالاتر رفته
که علیرغم مکلف بودن پیامبر (ص) به نماز اینان دیگر چنین تکلیفی ندارند!!
شریعت / طریقت / حقیقت
یکی از محوری ترین بحث ها در بین صوفیه بحث طریقت / شریعت / حقیقت است.
منظور از شریعت همین احکام دین است که در رساله ها آن را می بینید.
یعنی واجبات و محرمات و ... (احکامی که توسط خدا و رسول بیان شده)
منظور از طریقت راهی است که باید آن را طی کرد .تا به حقیقت رسید.
برای توضیح فرق طریقت و شریعت به بیان زیر دقت کنید.
ما همانگونه نماز می خوانیم که حضرت علی (ع) نماز می خواند؟
به این سوال می توانیم پاسخ مثبت یا منفی بدهیم.
اگر منظور ظاهر نماز باشد بله ما نیز مانند ایشان نماز می خوانیم  . این قسمت را شریعت بنامید.
اما بین نماز ما با نماز حضرت تفاوت بسیاری است حضرت با نماز عروج می کردند خود را در محضر خدا می یافتد و ...
اما ما در ابتدایی ترین مراحل حضور قلب نیز مشکل داریم.
نماز یک پوسته ای دارد که همه با آن آشنا هستند
اما روح و جان نماز مراتبی دارد.
فایده نماز عمدتا مربوط به حقیقت و معنویت و باطن آن است.
این سیر روحانی طریقتی است که ما را به حقیقت واصل می کند.
پس فرق شریعت با طریقت
فرق ظاهر و باطن است.
و قطعا باید از این ظاهر به آن باطن وارد شد
چرا که مسیر ورود را برای ما این گونه معرفی کرده اند
اما متاسفانه عده ای از صوفیه می خواهند بین این ظاهر و باطن تفکیک کنند.
مثل اینکه اینها از پیامبر (ص) بیشتر می دانند و راه بهتری می شناسند!!!!!!
مرحله حقیقت هم از سنخ عمل نیست و بیشتر به شناخت مرتبط می شود.



علی (کارشناس دینی) ::: سه شنبه 88/8/5::: ساعت 10:1 صبح

به طور کلی  امامان معصوم‌ و عارفان بالله جز در مواردی که مورد رضای  خداوند است و برای اظهار قدرت الهی و اتمام حجت کردن ضرورت دارد، از اظهار کرامات  دوری میکردند و به کرامت خود توجهی نمیکردند چون در نزد آنها نظام آفرینش و عجایب  آن خود بالاترین کرامت است و اظهار کرامت در برابر این کرامت الهی را نوع بیادبی به  حساب میآوردند
 اگر امامان معصوم‌در برخی موارد،کراماتی هم داشته‌اند برای اثبات امامت‌شان نبوده‌  بلکه برای تحکیم ایمان محبّان آنان بوده
و اصولا  این کرامات باعث نمی شود که ما به خطر این کرامات ائمه را قبول داشته باشیم بلکه چون  انتخاب و انتصاب آن‌ها به امامت‌، به وسیلة پیامبر صورت گرفته‌، باعث شده که ما آنها را قبول داشته باشیم
البته این را باید بدانیم که ما در این جا هم هر حدیثی که کرامتی را برای ائمه اثبات می کند قبول نداریم و اصولا بر فرض هم کسی از شیعه این کرامات را قبول نداشته باشد حالا به هر عنوان باعث خروج آن شخص از جرگه مسلمانی نمی شود چون قبول داشتن این کرامات  جزء اصول دین که نیست 


مصطفی (پاسخگوی دینی) ::: پنج شنبه 88/7/23::: ساعت 5:10 عصر

در آیه‌ی 32 و 33 سوره‌ احزاب به زنان پیغمبر اکرم(ص) توصیه‌هایی می‌کند. و در ادامه می‌فرماید:
وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ   شما در خانه‌هایتان بمانید و مثل جاهلیت نخستین زینت‌هایتان را آشکار نکنید
در حقیقت قرآن، به زنان پیامبر توصیه می‌کند که در کوچه و بازار روان نشوید، چون ممکن است برخی افراد از حضور شما که از خانواده‌ی پیامبر هستید سوء استفاده بکنند و احیاناً در مسائل سیاسی و اجتماعی مشکل آفرین شود
آنچه اسلام بدان توصیه کرده در راستای حفظ عفّت زن است، ولی اگر ضرورت حکم کند که زن در جامعه حضوری فعّال داشته باشد، با حفظ عفّت و رعایت ضوابط شرعی، حضور او مانعی ندارد; چنان که حضرت زینب نیز در سفر کربلا و پس از آن در کوفه و شام حضوری فعال داشت
درس خواندن خانمها هم بحثی است که خود پیامبر تایید کرده است
پیامبر اکرم  می‌فرماید: «طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمة‌» یادگیری علم بر هر زن و مرد مسلمان واجب است‌.
براساس  روایات،آموختن برخی از دانش ها بر بانوان به عنوان یک واجب کفایی است  مثلا برای تصدی تعلم و تربیت خواهران، پزشکی به ویژه در بخش زایمان و معاینات دقیق پزشکی


مصطفی (پاسخگوی دینی) ::: پنج شنبه 88/7/23::: ساعت 5:9 عصر

<   <<   6   7   8   9   10   >>   >
>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 25


بازدید دیروز: 21


کل بازدید :113904
 
 >>اوقات شرعی <<
 
>> درباره خودم<<
مدیر وبلاگ : علی (کارشناس دینی)[60]
نویسندگان وبلاگ :
مصطفی (پاسخگوی دینی)
مصطفی (پاسخگوی دینی)[36]

مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
 
>>فهرست موضوعی یادداشت ها<<<
بیعت[2] . عرفان[2] . عشق . عقوبت الهی . علت دیدار حضرت موسی و حضرت خضر علیهما السلام . غیب . قرآن . کرامات امامان . گناهان انسان . گناهان شیعیان . مراجعه به حدیث . مرتد شدن مسلمان . مشورت عمر با امام علی(ع) . ملاک پذیرش روایات . موسیقی . نبوت . نماز جماعت . همسران پیامبر(ص) . وب گردی . وراثت امامان شیعه . ولایت فقیه . یزید . کعبه،تخریب . آیا ابلیس از فرشتگان بود؟ . اثبات خدا . اجبار در حجاب . اختیار . ازدواج . ازدواج امام علی(ع) با حضرت زهرا(س) . اصولی و اخباری . اظهار مکاشفات . اعجاز قرآن . افراط و تفریط . ام الصبیان . امام سجاد علیه السلام . امام سجادعلیه السلام . امامت . امامت ائمه افضلتر از مقام نبوت انبیا . انسانهای ما قبل حضرت آدم علیه السلام . اهمیت یک حدیث . اولین کتاب اصولی شیعه . بازدارندگی . بازی با کلمات . بدبینی . برزگان سرشناس شیعه . برهان وجوب و امکان . پیامبر . تحریف . تحریف قرآن . تحصیل . تخصص . تصوف . تصوف در اسلام . توسل . جبر . جن و تاثیر آن در انسان . جنگ با ایران . جنین و عدم اطلاع از جنسیت . حدیث شناسی . حدیث یو م الدار . حره . حضرت خضر علیه السلام . حضرت زهرا(س) . حضرت علی علیه السلام . حضور قلب . داستان . دست خدا . دعا . دعا نویسی . دوست . دوست داشتن . دوستی . دین . دین زوری . زنان . سقیفه . سیاست و اسلام . شهوت . شور مومنانه . شیعه . شیعیان . صیغه . عدم ذکر نام ائمه در قرآن . عدم گناه کردن پیامبران .
 
 
>>لوگوی دوستان<<
 
>>اشتراک در خبرنامه<<